از عجايب احوالات روزگار آنکه در يکي از ممالک فرنگ (زلاند جدید) بانويي دو روح! را در شيشه
نموده است و به معرض فروش نهادست و آن را بمبلغي گزاف بفروش رسانیده!
نموده است و به معرض فروش نهادست و آن را بمبلغي گزاف بفروش رسانیده!
و عجبا از اين مبايعه که خريدار صاحب صنع تهيه سيگار است و خود مدد رسان
ارسال ارواح خلايق است به ساير عوالم ! کاتب را زين عجايب نکاتي چند به نظر رسيد که ذيلا تقرير نمود:
نخست آنکه : بانوان که تا پيش از اين خون به شيشه ميکردند همانا مزين به معرفت روح در شيشه نمودن شدندي که مزيد ابراز تسليت است به جماعت رجال!
ثاني آنکه : سیگار فروش را زین مبایعه کرامتی حاصل آید که همانا رها کردن ارواح است پس از گشودن ظروف و امداد به حضرت عزرائیل ملائکه مقرب حضرت کردگار!
ثالث آنکه : تفاوت فی مابین بلاد داخله وخارجه آنست کاینجا جان آدمی به پشیزی نیرزد وآنجا روح آدمی قیمتی است!
معاذا... زین عجایب که در کار روزگار است.

درود و عرض ادب و تبریک
پاسخ دادنحذفخیلی وقت بود منتظر بودم تا وقتش شود، دندان به جگر گذاشته بودم نه کلاس...
ممنونم که می نویسی