شنبه ۲۰ مارس ۲۰۱۰
یکشنبه ۱۴ مارس ۲۰۱۰
جامپ نار!
هنوز پا در رکاب کاتبان عرصه سايبر ننهاده به مقوله اي بسيار عظيم و بسيار سخيف
برخورديم که بالاجبار تقرير ميشود:
قضيه موصوفه را بخش هاي دو گانه اي است! بخش نخست که عظمت موضوع را مي نماياند
وچون سدي است سديد وبنياني است شديد را بدرستي " فيل " و بخش ثاني را که نمايانگر
سخافت و رذالت آنست گلاب برويتان " تر" نام نهاده اند !
فلذا به جبرالموصوف مطلب را مسدوده و مرعوبه چنين مي نگاريم:
في يوم چهارم از هفته پنجاه و دوم هر سنه رعاياي مملکت ايران بساط طرب و شادي
مي گسترند و در کوي و برزن " نار" مي افروزند و از روي آن به لفظ فرنگ " جامپ "
مي نمايند و اوراد مي خوانند .
از خبرها چنين شنيده آمده که رئيس الوزراء و هيئت همراه به پاسداشت انتصاب ميمونشان
به مقام رياست امسال لحفظ منافع رعايا به رسم قرون وسطي از مراجع عظمي استفتاء
فرموده في باب مسئله "جامپ نار" !!!
و باز چنين شنيده آمده که آن مراجع عظمي فتوا بدادندي که اين فقره افعال فعل حرام
و اين فقره اقوال قول منکر و في المجموع منافي منافع ملت و سبب ترويج رسم مکروهه
مجوس ميباشد!!!
و باز شنيده آمد که شحنه پايتخت خط و نشان کشيده است که در آن يوم هيچکس بدون اجازه
عزم خروج از بيت ننمايد که لحفظ منافع رعايا ميرغضبان خوارج را بي هيچ سئوالي پوست
کنده راهي ييلاقات اوين مي نمايند!!!
زين مراتب کاتب را نکاتي چند در نظر آمد که ذيلا تقرير مي نمايد:
نخست آنکه : من بعد رئيس الوزراء براي گسترانيدن هر نوع بساط از دست فروشي گرفته تا
پايکوبي, از مراجع استفتاء نمايد که هر آينه رعايا بي کم و کاست به منافع خويش رسند.
ثاني آنکه: رئيس تشکيلات اطفاء الحريق پايتخت شحنه را توضيح دهد که چون جماعت از خانه
برون نشوند بالاجبار مراسم "جامپ نار" را در ابنيه مطبق پايتخت برگزار مي نمايند که
سبب احتراق بروج کبيره پايتخت و انهدام کلي آن مملکت ميشود, پس آنگاه ميرغضبان
بالاجبار پوست شحنه را خواهند کند که اين فقره قطعا حافظ منافع رعايا خواهد بود.
ثالث آنکه: لارتفاع کراهت مراسم مزبور رعايا زين پس آب در تشت ريخته و به جاي جامپ
بر گرد آن بگردند و اوراد جديده مثلا" شرشر تو از من خیسی من از تو "بخوانند که هم
سبب ارتفاع حکم ارتداد است و هم مزيد افزايش بارش باران در سال تو ان شاء ا... .
معاذا... زين عجائب که در کار روزگار است.
شنبه ۱۳ مارس ۲۰۱۰
مبایعه الارواح
از عجايب احوالات روزگار آنکه در يکي از ممالک فرنگ (زلاند جدید) بانويي دو روح! را در شيشه
نموده است و به معرض فروش نهادست و آن را بمبلغي گزاف بفروش رسانیده!
نموده است و به معرض فروش نهادست و آن را بمبلغي گزاف بفروش رسانیده!
و عجبا از اين مبايعه که خريدار صاحب صنع تهيه سيگار است و خود مدد رسان
ارسال ارواح خلايق است به ساير عوالم ! کاتب را زين عجايب نکاتي چند به نظر رسيد که ذيلا تقرير نمود:
نخست آنکه : بانوان که تا پيش از اين خون به شيشه ميکردند همانا مزين به معرفت روح در شيشه نمودن شدندي که مزيد ابراز تسليت است به جماعت رجال!
ثاني آنکه : سیگار فروش را زین مبایعه کرامتی حاصل آید که همانا رها کردن ارواح است پس از گشودن ظروف و امداد به حضرت عزرائیل ملائکه مقرب حضرت کردگار!
ثالث آنکه : تفاوت فی مابین بلاد داخله وخارجه آنست کاینجا جان آدمی به پشیزی نیرزد وآنجا روح آدمی قیمتی است!
معاذا... زین عجایب که در کار روزگار است.
اشتراک در:
پیامها (Atom)


